جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

919

تحفة الملوك ( فارسى )

نباشد و از تفوق و تغلب احتراز نمايد و ثانيا شرايط حزم و احتياط را به تقديم رساند و بر محاربه اقدام ننمايد مگر بعد از وثوق به ظفر . و با جماعتى كه اتفاق در رأى دارند ، البته محاربه ننمايند . و سلطان تا تواند به نفس خود محاربه نكند ؛ چرا كه اگر مغلوب گردد او را عوض و تدارك نمىباشد و اگر ظفر يابد هرآينه از قصورى كه به وقع و هيبت و رونق او راه مىيابد خالى نخواهد بود . و در تدبير امور لشكر كسى را بايد اختيار نمود كه شجاع و قوىدل و به شجاعت مشهور و صيت او شايع باشد و به رأى صايب و تدبير تمام متحلى و آراسته و انواع حيل و خدايع را استعمال تواند نمود و ممارست حروب ايضا نموده باشد و تجربه را حاصل كرده باشد . و مادام كه به تدبير و حيله ، قلع و قمع و تفرق دشمن ممكن باشد استعمال نمودن آلت حرب از حزم و آثار عقل دور مىباشد ؛ حتى اين‌كه اردشير بابك كه حكيم فرس است ، فرموده است كه استعمال عصا در جايى كه به تازيانه اكتفا مىشود ، نبايد نمود . خلاصه آن است كه به مضمون آخر الدواء الكىّ ، آخر همهء تدبيرها محاربه است كه با شرايط حزم و احتياط و آگاهى از بواطن امور و استعمال جاسوس و انواع تدابير و حيل بوده باشد . و مادام كه نفع عظيمى در نظر نباشد ، آلات حرب و مردان را به خطر تلف نبايد انداخت . و تا ممكن باشد استعمال خندق و حصار و سنگر و امثال آن‌ها ، كه موجب مضطر شدن و تنگى امر اين‌كس و وسعت و ظفر داشتن دشمن است ، نكند . و جايگاه حرب را چنان‌كه به تحفّظ و صلاحيت حرب ، اوفق و انسب باشد قرار بدهند . و در حال حرب ثبات و صبر را بايد كه به كار برده شود و از طيش و تهور بايد كه اجتناب نموده شود . و هركس كه به مبارزه و شجاعت ممتاز گردد بايد كه در عطا و بخشش و ثنا و مدح و اكرام او مبالغه نمود . و به دشمن حقير استهانت نمودن و او را حقير شمردن و استعمال تمام آلات را نكردن ، از حزم و احتياط دور است . و بعد از ظفر ، ترك را پيشه نگيرد و طريقهء احتياط را از دست ندهد . و تا ممكن باشد كه كسى را اسير نمايند اقدام بر قتل او نكنند كه در ضمن قتل منفعتى نمىباشد و در ضمن اسيرى ، كه منافع رهن داشتن و فدا گرفتن و منت نهادن و امثال اين‌ها موجود است . و بعد از ظفر البته از قتل احتراز نمايد . و عداوت و كينه و تعصب را ترك كند كه از